یاد تو هرجا که هستم با منه!

•سپتامبر 4, 2011 • 3 دیدگاه

من آدم احمقی هستم چون حرف دیگران برام مهم تره تا احساس خودم. اون هم متعالی ترین حس آدمی. یعنی دوست داشتن.

نمی دونم  چی میشه، ولی احتمالا باید ماهگردها و سالگردها رو تنهایی مرور کنم!

 

 

بی حوصله، بی رویا

•مارس 20, 2011 • ۱ دیدگاه

10 ماه دیگه از مزخرف ترین دوره زندگیم مونده.

یعنی فقط دوست دارم یکی جلوم بگه دوران خدمت سربازیش بهترین دوران زندگیش بوده اون موقع همون فحشایی رو که نثار سلسله مراتب فرمانده هام* کردم رو نتارش می کنم.

دوست ندارم اعتراف کنم ولی خوبی هایی هم داره. خصوصا واسه من.

عید نوروز مبارک

نیا باران

•ژانویه 9, 2011 • ۱ دیدگاه
علی به یاد مهدی

نیا باران

نیا باران زمین جای قشنگی نیست! من از جنس زمینم ،
خوب می دانم که گل   در عقد زنبور است
اما یک طرف سودای بلبل  ،
یک طرف بال و پر و  پروانه را هم دوست می دارم ،
نیا باران
پشیمان می شوی از  آمدن،
زمین جای قشنگی نیست ،
در ناودانها گیر خواهی کرد،
من از جنس زمینم ،
خوب می دانم
، که اینجا جمعه بازار است
و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند
، در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند
، در اینجا فال حافظ را به فال  کولیان در به در اندازه می گیرند
نیــــــــــا باران زمین جای قشنگی نیست…

به خواندن ادامه دهید ‘نیا باران’

سو تفاهم

•ژانویه 5, 2011 • دیدگاه‌ها خاموش
علی به یاد مهدی

 

 

 

تو ندانستی
چه می خواهم زتو
من نگفتم !
که بمان !
یا که برو !
من فقط می خواستم
شمعی شوم
تا بسوزم جان خود را
نزد تو
تو ولی از آتشم ترسیدی و
رفتی و
گفتی :
برو !
نه من ،نه تو

فریبا شش بلوکی

شوق شیدایی مرا از من گرفت

•آوریل 23, 2010 • 15 دیدگاه

.

بیشتر از یه ماه میشه که رفته.

دوست نداشتم بره اما نمی شد جلوی رفتنشو گرفت.

سال 88 رو میگم.

بعد از سال 66 مهم ترین سال زندگیم بود!

حتی اگه سال 89 ازدواج کنم یا بمیرم، بازم 88 مهم تره.

***

یکی از دوستای سابقم (هانی) می گفت دوست داره اسم همسرش “فاطمه” باشه و اسم دخترش “ندا”

فاطمه نامی که دوستاش ندا صداش می زدند، معشوق بی وصالش بود.

راهي کدوم دياري آخه با اين اسب چوبي؟

•فوریه 27, 2010 • 26 دیدگاه

.

پشت سر گذاشتن خاطره ها

همه عشقا و دلبستگی ها

خیلی سخته ولی چاره ندارم

جاده فریاد میزنه بیا!


پُرم از ستاره امشب!

•فوریه 19, 2010 • 44 دیدگاه

It is our choices, that show what we truly are, far more than our abilities

“این انتخابهای ماست که حقیقت باطنی ما رو نشون میده، نه تواناییهای ما”

اولین بار که این جمله رو خوندم 14 سالم بود. به نظرم جمله ی قشنگی اومد. 3-2 سال بعد که کتاب های مرحوم مطهری رو زیر و رو کرده بودم و افتاده بودم تو خط سروش، تازه پی به عظمت آلبوس دامبلدور بردم! نور به قبرت بباره ابرمرد!

اینم یه جمله ی حکیمانه ی دیگه:

“To the well organized mind, death is but the next great adventure”

“مرگ برای یک انسان فرهیخته یه ماجراجویی عظیم دیگه هست”.

***

پ.ن 1: جدی خیلی بده ها!. منظورم مواقعی هست که یکی داره با بی شرمی بهت دروغ میگه و به شعورت توهین می کنه و تو به دلایلی نمی تونی به روش بیاری و اونم خیال می کنه تو چیزی نمی فهمی و با بی شرمی هرچه تمام تر به خالی بندیش ادامه میده. اون موقع احساس می کنی که می خوای از تو منفجر بشی، بترکی!  اه!

پ.ن 2: کل آرشیو چند ماه اخیر یاهو مسنجرم پرید. حیف!

خسته از اين حال و هوا

•فوریه 12, 2010 • 8 دیدگاه

به نظر من آدم خوشايند کسیه كه از عقايد من بي چون و چرا خوشش بياد!

***

Mr. Goodkat: The reason I’m in town, in case you’re wondering, is because of a Kansas City Shuffle.
Nick: What’s a Kansas City Shuffle?
Mr. Goodkat: A Kansas City Shuffle is when everybody looks right, you go left

این قسمت از فیلم Lucky Number Slevin به خوبی معنای اصطلاح “بُر زدن کانزاس سیتی” رو می رسونه. (اطلاعات بیشتر در اینجا و اینجا). واقعاً امکانش هست وقتی همه به راست نگاه می کنن تو به چپ نگاه کنی؟

تمام حسرت من بوي گندم بود

•فوریه 9, 2010 • 18 دیدگاه

“بگذاريد و بگذريد ببينيد ولي دل نبنديد که دير يا زود بايد گذاشت و گذشت” (امام علی)
“بمیرید بمیرید، و زین مرگ مترسید / کز این خاک برآیید سماوات بگیرید” (مولانا)

ولی من خیلی می ترسم! اصلا هم دوست ندارم بمیرم!.

البته زيبايي مرگ به حتمي و غير قابل پيش بيني بودنشه. اگه مي دونستيم هرگز نمي ميريم، هيچوقت به فکر ديگران نبوديم و اگه مي دونستيم به زودي ميميريم، هيچوقت به فکر خودمون نبوديم. کاش همزمان قدر زندگی و مرگ رو بدونیم. به قول آقا صادق: “اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند”.

***

پی نوشت
“ما مردم کامکاري هستيم. ما زوال استبداد ديني را جشن خواهيم گرفت”
به این جمله ی عبدالکریم سروش اعتقاد دارم ولی نمی دونم چرا احساس خوبی نسبت به 22بهمن ندارم. به هر حال اصلاً ناامید نیستیم و باز هم می آییم. بد نیست یه قسمت از بیانیه ی شماره ی 9 نخست وزیر امام رو مرور کنیم:

“تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست”.

هیچ کی مثل تو نبود

•فوریه 2, 2010 • 24 دیدگاه

بی صدا فریاد زدم.
با صدای بلند سکوت کرد.
صدای سکوت در اتاق پیچید…

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

15 بهمن، پنجاه و نهمین سالروز تولد داریوش اقبالی، آوازه خوان موسیقی پاپ ایرانی و از سرشناس ترین خواننده های ترانه ی نوین و متعهد و بیدار ایران هست. جنس و کیفیت صدای داریوش، خواندن ترانه های اجتماعی و اعتراضی؛ و همکاری مداوم با ترانه سرایانی چون ایرج جنتی عطائی، شهیار قنبری، اردلان سرقراز و تورج نگهبان و آهنگسازان و تنظیم کنندگانی مثل واروژان، بابک بیات، حسن شماعی زاده، فرید زولاند و اسفندیار منفردزاده و اجرای آثاری از شعرای بزرگی چون مولانا، احمد شاملو، نادر نادرپور، سیمین بهبهانی، فریدون مشیری و حسین معینی کرمانشاهی کارنامه هنری مطلوبی از داریوش به یادگار گذاشته است.

مثلث ایرج جنتی عطائی، بابک بیات و داریوش اقبالی در دهه پنجاه آثار اجتماعی قوی و ماندگاری چون “بن بست”، “خونه”، “جنگل” و “علی کنکوری” رو خلق کردند.

داریوش اقبالی و فرزانه تاییدی در نمایی از فیلم فریاد زیر آّب(1356) ساخته ی سیروس الوند

محبوب ترین اثر داریوش رو میشه “یاورهمیشه مومن” دونست. اثری با مضمونی عاشقانه با ترانه ای از ایرج جنتی و ملودی فرید زولاند و تنظیم واروژان (لینک دانلود یاور همیشه مومن). “شقایق”، “چشم من”، “چکاوک” و “بوی خوب گندم” از دیگر آثار پرطرفدار داریوش هستند.

خودم به شخصه بین کارای داریوش، “مرا به خانه ام ببر”، “پرنده ی مهاجر” و “فریاد زیر آب” رو بیشتر دوست دارم. واقعاً اگه داریوش نبود زندگی من چیزی کم داشت! (لینک دانلود مرا به خانه ام ببر)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پینوشت:

1- دانشمندان هنوزم که هنوزه نفهمیدن دهۀ فجر( زجر سابق و سبز فعلی) چرا یازده روزه؟

2- از آدمایی که تو بحث ها طرفدار یه چیزی هستن ولی موضع دفاعی میگیرن، خوشم نمیاد.

3- واقعاً شادروان انیشتین گل گفته که حماقت آدمی نهایت نداره.

4- و حال من ماندم و تصميمي سرنوشت ساز… .

5- مامان ما هم سریع جوگیر میشه ها. لطف کردم دو روز ظرفا رو شستم حالا یه جور داد میزنه “مهدی بدو بیا ظرفا رو بشور” انگار وظیفمه!. میگه :”اگه ظرفا رو نشوری دیگه برات نمیرم خواستگاری”. آخه خواستگاری رفتن چه ربطی به ظرف شستن داره؟ نامردیه به خدا. باج گیریه. اخاذیه. کی حالا خواست ازدواج کنه؟! من میخوام درسمو ادامه بدم.

6- دیشب به جای خمیردندون، رو مسواکم مایع دستشویی ریختم. واسه خودم خیلی جالب بود.

شب زده، برگرد!

•ژانویه 29, 2010 • 11 دیدگاه

تمام شب آنجا
میان سینه ی من
کسی ز نومیدی
نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تو را می خواست
دو دست ِ سرد او را
دوباره پس می زد !
تمام شب آنجا
ز شاخه های سیاه
غمی فرو می ریخت
کسی ز خود می ماند
کسی ترا می خواند
هوا چو آواری
به روی او می ریخت
درخت کوچک من
به باد عاشق بود
به باد ِ بی سامان
کجاست خانه ی باد ؟
کجاست خانه ی باد ؟

“فروغ فرخزاد

***

پینوشت: نتایج آخرین تحقیقات دانشمندان:  جنس نر در همه پستانداران تمایل به داشتن چند شریک جنسی دارد…!

سير صعودي تا سقوط!

•ژانویه 25, 2010 • 6 دیدگاه

قسمتی از بیانات اخیرم در جمعی دوستانه: و من اشتباه می کنم با اینکه می دونم دارم اشتباه می کنم، چون دوست دارم اشتباه کنم، چون کیف میده و هیچ وقت هم نادم و متنبه نمی شم و اشتباهات گذشته رو تکرار می کنم و اخیراً اشتباهات جدیدی رو نیز انجام میدم و مطمئنم که اونا رو هم تکرار خواهم کرد. خیلیا نمی دونن دارن چه غلطی می کنن و غلط می کنن، ولی من با علم و آگاهی و انتخاب و اختیار خودم، غلط می کنم و این به غلط کردن من ارزش و اعتبار می بخشه.

***

30Aug2009

19:47

م – میگه از چه رنگی خوشت میاد؟ هر چی فکر کردم دیدم از رنگ خاصی خوشم نمیاد!

ع – بگو تمام رنگ ها در كنار هم قشنگن

م – البته از سیاه و سفید بدم نمیاد. یعنی بیشتر از بقیه دوست دارم.

ع – ولي رنگ متضاد نشانه شخصيت متزلزله

م - به […]، اون که اینو نمیدونه!

***

پینوشت:

1- چرا این قدر سخت می گیرن؟ با خودم هم هستم. پیراهن نیست که نشه عوضش کرد که!

2- تجاوز به حریم خصوصی افراد با اینکه کار کثیفیه ولی واقعاً خیلی کیف میده! البته اصلاً خوشایند نیست به حریم خصوصی خودت تجاوز بشه. “آنچه برای خود نمی پسندی” رو بی خیال. سعی کن زرنگ تر باشی و همیشه متجاوز باشی!

3- ده ماهی میشد که قصد داشتم محتویات هارد کامپیوترمو مرتب کنم. نیم ساعته که این کارو شروع کردم. عجب خر تو خریه ها!

4- یه آهنگ جنبش سبزی هم بذارم اینجا بد نیست.علی کوچولو رو یادتون هست؟
این ورژن جدیدشه.  خیلی کار قشنگیه. لینک دانلود

بذار بشم خراب تو!

•ژانویه 23, 2010 • 4 دیدگاه

Apr 2009/ 7:45 AM
دانشگاه مفید/ مسیر سبز
تنها / پیاده
نم نم بارون / نم نم اشک
داریوش میخوند: بذار از این دنیای بد/ دنیای کور نابلد/ سفر کنم تا خواب تو/ به اعتماد شونه هات/ تکیه کنم، تکیه کنم/ بذار بشم خراب تو/ بذار بشم خراب تو

***

خاطره های تلخ و حتی خیلی تلخ ممکنه یه روزی برای آدم شیرینی داشته باشن. شیرینیش جائیه که اون تلخی ها رو پشت سر گذاشتی یا الان فهمیدی که زیاد هم تلخ نبودن با اینکه ارزش نداشتن که این همه تلخ باشن!.
خاطره های شیرین  هم ممکنه تلخی داشته باشن. تلخیش جائیه که  اون عزیزایی که واست اون خاطره ی شیرین رو ساختن الان ازت دورن یا اینکه … .

***

از چیزای زیادی می ترسم؛ مرگ، از دست دادن عزیزان، معلولیت جسمی، فقر و …؛ ولی از همه بیشتر، از اینکه حافظمو از دست بدم، می ترسم. خیلی ترسناکه. زندگی دیگه معنایی نداره. نمی دونم درست فکر می کنم یا نه؟!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پینوشت: چشم، مینو خانوم. عوضش می کنم. ولی به نظرم اون قدر ها هم بد نیست ها. بی سلیقم شاید!

بی تو، به کابوس و به رویا مشکوکم

•ژانویه 18, 2010 • 10 دیدگاه

الف- وقتي مي بينيش تازه كشف مي كني كه چقدر دوسِش داشتي و بعد گاهي تعجب مي كني كه چه طور مثلاً دو سه روز فراموشش كردي. درسته؟

م- یه جورایی. اهم. … من هنوزم شک دارم که دوسش دارم یا نه! … من اصلا کلاً به دوست داشتن مشکوم! … من به همه چیز مشکوکم. حتی به این که به همه چیز مشکوکم، هم مشکوکم! (جمله ی آخرو تو دلش گفت!)

***

کشفیاتی درمورد خودم:

مرضی که از گذشته ی خیلی دور در من وجود داشته این بوده که «دوست داشتم خودمو خیلی بدتر از اونی که هستم جلوه بدم ولی بعدش کاری کنم که بقیه بفهمن که من واقعا بد نیستم و این باعث بشه که درنهایت خودمو خوب تر جلوه بدم». (نیاز به توضیح بیشتر نیست که؟ هست؟) به نظرم اسم این کارم “ریای پیشرفته” هست. نیاز به هوش و دقت بسیاری هم داره!

***

یه سوال: کدوم یک از معیارهای ازدواج هست که آدم نمیتونه بگه و خجالت میکشه؟

راهنمایی1: اخلاق، فهم و شعور، عدم سوء پیشینه، مدرک تحصیلی، شغل، سطح فرهنگی و اجتماعی خانواده، تیپ، قد، هیکل، زیبایی و جذابیت  چهره و وضعیت مالی، جواب سوال نیست.
راهنمایی2: از نگاه یه دختر سوالو جواب بدید!

نه، تو تنها نیستی

•ژانویه 14, 2010 • 9 دیدگاه

نمی دونم چرا وقت نمی شد وبلاگو به روز کنم.  کلی حرف داشتم ها. کلی اتفاق خوب و بد افتاد واسم ها. ولی الان فقط نکات زیر به ذهنم می رسه:

1- آخه آدم این همه عقده ای و [...] =(خل) میشه؟ بعد از مدت ها داشتم خودمو بررسی می کردم، اصلا به نتایج خوبی نرسیدم.

2- احساس شرمندگی خیلی احساس بدیه. بدتر از حالت تهوع، روزمرگی و حتی احساس آدمی که چند ساعت از وقت قضای حاجتش گذشته و در به در داره دنبال توالت می گرده.

3- عبارات “مثل سگ پشیمونم” و “واقعاً خجالت هم خوب چیزیه” واقعاً خوب چیزین.

4- با وجود دقت فراوان در آثار ساسی مانکن هنوز متوجه نشدم که “اوشون” خوشمزه تر از کرانچی هستن یا آیس پک! و اصولاً کرانچی خوشمزه تره یا آیس پک؟! وای وای وای. واقعا این پارمیدای من کوش؟

5- من، مهدی و خودم. این 3 تا با هم فرق داره ها!

    

«ای مرجع آزاده، آزادیت مبارک»

•دسامبر 25, 2009 • 7 دیدگاه

من هنوز تو کف مراسم باشکوه تشییع پیکر حضرت آیت الله العظمی شیخ حسینعلی منتظری هستم. باورم نمیشه. نه!، باورکردنی نیست!. توی قم  هر شعاری رو بخوای،  بتونی با صدای بلند فریاد کنی. اونم بین صدها هزار نفر سبز دیگه. کی 6 ماه پیش فکر می کرد توی صحن حرم خواهر امام هشتم شیعیان، علیه [...] مستقیماً شعار داده بشه؟ کی؟! واقعا عالی شد که موسوی رئیس جمهور نشد. اینطوری خیلی بهتر شد!

داشتم فکر می کردم خدا اگه بخواد یکی رو عزیز کنه، همه ی عالم هم نمیتونن جلوشو بگیرن. 20 سال اذیت و آزار و انواع اهانت ها و تهمت ها رو به این فقیه بزرگ روا داشتند ولی محبوبیت و عزتش بیشتر شد. منتظری مرجع  مظلومی بود که تاریخ ازش به نیکی یاد خواهد کرد؛ چون انسان بود، کسی که حق گویی رو بر کسب قدرت ترجیح داد.

مطمئناً خیلی دوستش داشتم که به خاطرش سه روز سیاه پوش شدم و تا الان سه بار سر مزارش رفتم. روحش شاد.

پینوشت 1: این پستم متفاوت شد!.
پینوشت 2: اینو باید بنویسم. نمیشه!:

- کاش آدم وجدان نداشت که بعدش از دست عذابش در عذاب باشه!
- آدم؟!

هنوزم میشه قربانی این وحشتِ منحوس نشد!

•دسامبر 17, 2009 • 6 دیدگاه


.
و اما چند نکته:

1- فرصت خوبیه، حتی اگه از جنبش سبزی های غیرمذهبی باشیم. مهم اینه که فرصت خوبیه!

2- یاد خسرو گلسرخی افتادم.

3- این دو تا جمله رو مرحوم شریعتی گفته:

الف) «در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي‌کنند اما براي حسيني که آزاده زندگي کرد٬ مي‌گريند»
ب‌) «وقتي که در صحنه حق و باطل نيستي، هر جا که مي‌خواهي باش، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يکيست.»

4- یه جمله هم از مرجوم مطهری: ” یزیدِ زمانِ امام حسین مرد؛ یزید زمان خود را بشناسید! ”

.

پینوشت:

1-  یادش بخیر. پارسال سال نو قمری و میلادی تقریبا با هم آغاز شدند. عجب تقارن شگرفی!. راستی از همین تریبون آغاز سال نو قمری رو به همه ی تقویم قمری های جهان تبریک میگوییم!

2- آخه من از کجا بدونم صاحب ساندویچی ممکنه عرب باشه؟ خب من فقط 3، 4 تا قحش عربی بلدم که همشون 18+ هست. فکر کن واسه خنده بدترین فحشای عربی رو با صدای بلند بدی و بعد از یه ربع، ببینی صاحب ساندویچی داره پشت تلفن عربی حرف می زنه. فکر کن! ولی یارو خیلی حرفه ای بود.خوب جلوی خندشو گرفته بود!

خوشا از عاشقی مردن!

•دسامبر 11, 2009 • 4 دیدگاه

.

بعد  از من و تو، عاشقی، شاید به قصه ها بره!
شاید با مرگِ من و تو، عاشقی از دنیا بره!

شب آفتابی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- من  دچار مشکل شدم. نمی دونم کجاست!

- کلیشه ای هست ولی میگم بهت: بعضی مواقع واسه پیدا کردن اون چیزی که میخوای نباید زیاد به دوردورا نگاه کنی، شاید اون چیزی که دنبالشی دور و بر خودت باشه. منظورم اینه که خیلی  گاوی الاغ جان!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟

•دسامبر 8, 2009 • 6 دیدگاه

.

بودن يا نبودن؟
مساله “با تو بودن” است …

.

پینوشت:

1- خیلی بده عصر روز عید غدیر، 18 نفر مهمون بیان خونتون و تو از خواب بلند شی و بری سلام علیک کنی و اولین نفری که بهت گفت “عیدتون مبارک”، تو هم بگی “سال نو شما هم مبارک” و 20 نفر بهت بخندن. نه؟

2- من اگه روز قدس نمی رفتم تظاهرات، می مردم. از معدود روزای زندگیم هست که بهش افتخار می کنم. 13 آبان و 16 آذر رو به دلیل فضای شدید امنیتی و عدم امکان برگزاری تجمع منسجم اعتراضی و یه خورده هم ترس، پیچوندم.  22 بهمن! کی میایی؟!

3- اولش می خواستم بپرسم کسی میدونه ”بُرزدن کانزاس سیتی” یعنی چی. بعد به این نتیجه رسیدم که مطلب به این مهمی رو تو پینوشت نباید گفت. تو پستهای بعدی شاید گفتم!

ياد تو هر جا که هستم با منه

•دسامبر 5, 2009 • 13 دیدگاه

.

«ما در هيچ سرزميني زندگي نميکنيم. ما حتي بر کره ی زمين هم زندگي نميکنيم، منزل حقيقي ما، قلب کساني است که دوستشان داريم.»

از کتاب «فراتر از بودن» اثر کريستين بوبن.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پینوشت: (توضیح ضروری: آقا من دو تا چیز تو ذهنمه الان. اولیش خب مشکلی نداره ولی دومیش یه خورده زشته. بی ادبیه. ولی میگم . چی کار کنم. یه چیز میگن این روشنفکرا که آدم نباید خودشو محصور کنه و باید خودشو رها کنه والخ. همون. تازه من یه خورده بی ادب و یه ذره هم دیوونه هستم. شایدم یه خورده بیشتر از یه ذره!)

1- چي ميشد هفته ده روز بود؟!

2- رو ديوار دم یه مدرسه ی دخترونه نوشته بود: «حجاب زکات زيبايي است»؛ شرمنده ولي اگه اينطوره : يبوست هم زکات [...] است.!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مدیروبلاگ: پست این پسره بد نبود ولی با این جمله ی آخرش[...] به کلش. منم با جمله ی آخرم بیشتر[...]!

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.